X
تبلیغات
رایتل
شنبه 24 آذر‌ماه سال 1386
دعائی از صحیفه
نوشته شده توسط صوفی در ساعت 09:29 ب.ظ
  وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ مُتَفَزِّعاً إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ)

اللَّهُمَّ إِنِّی أَخْلَصْتُ بِانْقِطَاعِی إِلَیْکَ وَ أَقْبَلْتُ بِکُلِّی عَلَیْکَ وَ صَرَفْتُ وَجْهِی عَمَّنْ یَحْتَاجُ إِلَى رِفْدِکَ وَ قَلَبْتُ مَسْأَلَتِی عَمَّنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِکَ وَ رَأَیْتُ أَنَّ طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَى الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیِهِ وَ ضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ. فَکَمْ قَدْ رَأَیْتُ یَا إِلَهِی مِنْ أُنَاسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَیْرِکَ فَذَلُّوا، وَ رَامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِوَاکَ فَافْتَقَرُوا، وَ حَاوَلُوا الِارْتِفَاعَ فَاتَّضَعُوا، فَصَحَّ بِمُعَایَنَةِ أَمْثَالِهِمْ حَازِمٌ وَفَّقَهُ اعْتِبَارُهُ، وَ أَرْشَدَهُ إِلَى طَرِیقِ صَوَابِهِ اخْتِیَارُهُ. فَأَنْتَ یَا مَوْلَایَ دُونَ کُلِّ مَسْئُولٍ مَوْضِعُ مَسْأَلَتِی، وَ دُونَ کُلِّ مَطْلُوبٍ إِلَیْهِ وَلِیُّ حَاجَتِی أَنْتَ الْمَخْصُوصُ قَبْلَ کُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِی، لَا یَشْرَکُکَ أَحَدٌ فِی رَجَائِی، وَ لَا یَتَّفِقُ أَحَدٌ مَعَکَ فِی دُعَائِی، وَ لَا یَنْظِمُهُ وَ إِیَّاکَ نِدَائِی لَکَ یَا إِلَهِی وَحْدَانِیَّةُ الْعَدَدِ، وَ مَلَکَةُ الْقُدْرَةِ الصَّمَدِ، وَ فَضِیلَةُ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ، وَ دَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَ الرِّفْعَةِ. وَ مَنْ سِوَاکَ مَرْحُومٌ فِی عُمُرِهِ، مَغْلُوبٌ عَلَى أَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلَى شَأْنِهِ، مُخْتَلِفُ الْحَالَاتِ، مُتَنَقِّلٌ فِی الصِّفَاتِ فَتَعَالَیْتَ عَنِ الْأَشْبَاهِ وَ الْأَضْدَادِ، وَ تَکَبَّرْتَ عَنِ الْأَمْثَالِ وَ الْأَنْدَادِ، فَسُبْحَانَکَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ.

.دعاى آن حضرت است به هنگام زارى به درگاه خداوند عز و جل.

اى خداوند،من از روى اخلاص،تنها و تنها تو را برگزیده‏ام و با همه‏وجودم به تو روى آورده‏ام و از هر کس که خود نیازمند توست‏رو بر تافته‏ام و به هر کس که از نعمت تواش بى‏نیازى نیست تمنایى‏نکرده‏ام.و بر آنم که در خواست نیازمندى از نیازمند دیگر سفاهت رأى‏است و ضلالت عقل.

چه بساـاى خداوند منـدیده‏ام کسانى را که عزت نه از توطلبیده‏اند و به ذلت افتاده‏اند و جز از خزانه فضل تو توانگرى جسته‏اندو بینوا شده‏اند و آهنگ بلندى کرده‏اند و به پستى گراییده‏اند.پس آن‏دور اندیش که از سر اعتبار نگریسته و چنین کسان را دیده،دردور اندیشى خویش به راه خطا نرفته است و اختیارش به راه صواب‏رهنمون گشته است.

تویىـاى سرور و مولاى منـکه تنها و تنها پیشگاه توست که‏باید دست طلب به سوى آن دراز کرد،نه هر کس دیگر که از او چیزى‏مى‏طلبند،تنها و تنها درگاه توست که باید از آنجا حاجت خواست،نه‏هر کس دیگر که از او حاجت مى‏خواهند.

پیش از آنکه دیگرى را بخوانم تنها و تنها تو را مى‏خوانم و تنها به توامید مى‏بندم و تنها دست دعا به آستان تو بر مى‏دارم و تنها تو را ندامى‏دهم.

تویى اى خداوند من که به شمار یکتایى و آن توانایى که در آن‏ناتوانى راه نیابد،تنها و تنها صفت توست.قدرت و نیرومندى و علودرجت و رفعت،تنها و تنها از آن توست.

هر کس جز تو،در زندگى‏اش خواستار ترحم است،در کارش‏مغلوب است و مقهور،دستخوش گونه‏گون حالات است و سرگشته‏گونه‏گون صفات.

اى خداوند،تو برتر از آنى که تو را همتایانى باشند یا اضدادى،بزرگ‏تر از آنى که تو را همانندانى باشند یا اقرانى.منزهى تو و هیچ‏خدایى جز تو نیست.