X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1387
قطعات عرفانی
نوشته شده توسط صوفی در ساعت 06:33 ب.ظ

·         نقل است که سلطان العارفین بایزید بسطامی را بخواب دید گفت: تصوف چیست ؟

گفت: در آسایش بر خود ببستن و در پس زانوی محنت نشستن.

 

·         سه مرحله تصوف

اهل تصوف سه چیز را به غایت اختیار کنند: اول جذبه، دوم سلوک، سوم عروج. ای درویش! جذبه عبارت از کشش است و سلوک عبارت از کوشش است و عروج عبارت از بخشش است. جذبه فعل حق است تعالی و تقدیس، بنده را خود می‌کشد، بنده روی به دنیا آورده است و به دوستی مال و جاه بسته شده است. غایت حق در می‌رسد و روی دل بنده می‌‌گرداند تا بنده روی به خدا می‌آورد.

"شیخ عزیز نسفی"

 

o        شاعر و نقاش مشهور انگلیسی، ویلیام بلیک در قطعه شعری از منظومه «نغمه‌های بی‌گناهی» کمال آدمی را چنین وصف کرده است:

جهانی را در سنگریزه‌ای دیدن،

و بهشتی را در یک گل وحشی مشاهده کردن،

و بی‌نهایت را در کف دست نگه داشتن،

و ابدیت را در لحظه‌ای دریافتن.

 

o        از اندیشه‌های ابن عربی

-   یکی از تجلیات، اختلاف احوال است، که به غیر صورت معتقد جلوه می‌کند و آنکه عارف به مراتب و مواطن تجلیات نیست دچار انکار می‌شود. پس بترس از رسوایی،‌آن زمان که پرده به کنار رود و تحول در عقیده پیدا شود که بدآنچه فکر بودی معترف شوی.

(التجلیات الاهیه، ص221) منبع مجله ادبیات و فلسفه – ش91

-    خود زا از لذات احوال نگه دار که زهر کشنده است. علم، ترا به بندگی خدا می‌کشاند و حال، ترا بر بندگان خدا برتری می‌دهد. پس علم برتر است؛ مبادا آنرا از دست دهی.

-          یحیی بن معاد می‌گوید: چرا هر خدا جوی را با صورت مطلوبش وانمی‌گذاری، آنچنان که او نیز ترا به حال خود واگذاشته است، توبه کن.

-          چه بسا کسی که برزمین راه می‌پوید و زمین لعنتش می‌کند و چه بسا که برخاک سجده می‌نماید و خاک آن را نمی‌پذیرد. چه بسا دعاکننده‌ای که کلامش از زبان تجاوز نمی‌کند. بسا دوستدار خدا در کنشت. کلیسا و بسا دشمن خدا در مسجد!

-          کامل، ملزم نیست که در هر چیز و در هر مرحله تمام باشد. انسان کامل دانایی، نادان ست و اتصاف به اضداد، صفت خدایی است.

-          آنکه سرگردان است بر دور محور می‌گردد و هرگز دور نمی‌شود، اما آنکه راهی جسته، در حرکت است و دور می‌شود. ]پس متحیر به یک معنا واصل است، اما سالک مقصد را دور می‌پندازد[.

-          بنیاد طبیعت بر تقابل است و این نتیجه تقابل اسماء است. هستی جز نوعی خروج از عادت نیست. ]هر پدیده‌ای غیر از پدیده دیگر است[.

-          شفقت بر خلق خدا واجب‌تر از غیرت بر دین خدا است.

-          اینکه ملاحظه می‌شود انسان، حیوان را تسخیر نموده، جنبه حیوانیت انسان است. انسان با جنبه انسانیتش انسان را تحت سلطه می‌آورد.