X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1386
سرآغازی ذوباره
نوشته شده توسط صوفی در ساعت 11:41 ق.ظ

حمد و سپاس خداى را،آن نخستین بى پیشین را و آن آخرین‏ بى پسین را،خداوندى را که دیده بینایان از دیدارش قاصر آید و اندیشه‏ واصفان از نعت او فروماند.آفریدگان را به قدرت خود ابداع کرد و به‏ مقتضاى مشیت خویش جامه هستى پوشید و به همان راه که ارادت او بود روان داشت و رهسپار طریق محبت خویش گردانید.

چون ایشان را به پیش راند،کس را یاراى واپس گراییدن نبود،و چون واپس دارد،کس را یاراى پیش تاختن نباشد.

هر زنده جانى را از رزق مقسوم خویش توشه‏اى معلوم نهاد؛آن‏ سان که کس نتواند از آن که افزونش داده،اندکى بکاهد و بر آن که‏ اندکش عنایت کرده،چیزى بیفزاید.

سپس هر یک از آدمیان را عمرى معین مقرر کرد و مدتى محدود که با گامهاى روزها و سالهایش مى‏پیماید،تا آنگاه که به سر آردش؛آن سان‏ که چون آخرین گامها را بر دارد و پیمانه عمرش لبریز شود،او را فرو گیرد:یا به ثواب فراوانش بنوازد،یا به ورطه عقابى خوفناکش‏ اندازد،تا بدکاران را به کیفر عمل خویش برساند و نیکوکاران را به‏ پاداش کردار نیک خویش و این خود عین عدالت اوست.

منزه و پاک است نامهاى او و ناگسستنى است نعمتهاى او.کس را نرسد که او را در برابر اعمالش باز خواست کند و اوست که همگان را به‏ باز خواست کشد.#(1) حمد و سپاس خداوندى را که اگر معرفت حمد خویش را از بندگان‏ خود دریغ مى‏داشت،در برابر آن همه نعمتها که از پس یکدیگر بر آنان‏ فرو مى‏فرستاد،آن نعمتها به کار مى‏داشتند و لب به سپاسش‏ نمى‏گشادند،به رزق او فراخ روزى مى‏جستند و شکرش نمى‏گفتند.و اگر چنین مى‏بودند از دایره انسانیت برون مى‏افتادند و در زمره‏ چارپایان در مى‏آمدند.چنان مى‏شدند که خداى تعالى در محکم تنزیل‏ خود گفته است:«چون چارپایانند،بل از چارپایان هم گمراه‏تر.»#(2)

حمد و سپاس خداوندى را که خود را به ما شناسانید و شیوه‏ سپاسگزارى‏اش را به ما الهام کرد و ابواب علم ربوبیت خویش را به‏ روى ما بگشاد و ما را به اخلاص در توحید او راه نمود و از الحاد و تردید در امر وى به دور داشت.او را سپاس گوییم،چنان سپاسى که چون در میان سپاسگزارانش زیستن گیریم،همواره با ما باشد و به یارى آن از همه آنان که خواستار خشنودى و بخشایش او هستند گوى سبقت‏ بربایم.آن چنان سپاسى که تابشش تاریکى وحشت افزاى گور بر ما روشن گرداند و راه رستاخیر براى ما هموار سازد و در آن روز که هر کس‏ به جزاى عمل خویش رسد و بر کس ستم نرود و هیچ دوستى از دوست‏ خویش دفع مضرت نتواند و کس به کس یارى نرساند،چون در موقف‏ بازخواست ایستیم،منزلت ما برافرازد و بر مرتبت ما بیفزاید .

حمد و سپاسى آنچنان که نوشته در نامه عمل ما به اعلى علیین فرا رود و فرشتگان مقرب بر آن گواهى دهند.

حمد و سپاسى آنچنان که در آن روز که دیدگان را پرده حیرت‏ فرو گیرد،دیدگان ما بدان روشنى گیرد و در آن روز که گروهى سیه‏روى‏ شوند،ما سپیدروى گردیم.

حمد و سپاسى آنچنان که ما را از آتش دردناک خداوندى برهاند و در جوار کرمش بنشاند.

حمد و سپاسى آنچنان که ما را با فرشتگان مقرب او همنشین سازد و در آن سراى جاوید که جایگاه کرامت همیشگى اوست با پیامبران‏ مرسل همدوش گرداند.

حمد خداوندى را که سیرتها و صورتهاى پسندیده را براى ما برگزید و روزیهاى خوش و نیکو را به ما ارزانى داشت.خداوندى که ما را آن گونه برترى داد که بر همه آفریدگان سلطه یابیم،چندان که به‏ قدرت او هر آفریده فرمانبردار ماست و به عزت او در ربقه طاعت ما.

سپاس خداوندى را که جز به خود،در نیاز را به روى ما فرو بست.

چگونه از حمد او بر آییم؟کى سپاسش توانیم گفت؟نمى‏توانیم،کى‏ توانیم؟

حمد خداوندى را که در پیکر ما ابزارهایى نهاد که توان بست و گشادمان باشد و به نعمت روح،زندگیمان عنایت فرمود و اندامهایى داد که به نیروى آنها کارها توانیم ساخت و ما را از هر چه خوش و گوارنده‏ است روزى داد و به فضل خویش بى‏نیاز گردانید و به من و کرم خود سرمایه بخشید.و تا فرمانبردارى و سپاسگزاریمان بیازماید،به کارهایى‏ فرمان داد و از کارهایى نهى فرمود.چون از فرمانش سر برتافتیم و بر مرکب عصیان برنشستیم،به عقوبت ما نشتافت و در انتقام از ما تعجیل‏ روا نداشت،بلکه به رحمت و کرامت خویش ما را زمان داد و به رأفت و حلم خود مهلت عطا فرمود،باشد که بازگردیم.

حمد و سپاس خداوندى را که ما را به توبه راه نمود.و اگر پرتو فضل‏ او نبود،هرگز بدان راه نمى‏یافتیم.و اگر از فضل او تنها به همین یک‏ نعمت بسنده مى‏کردیم،بازهم دهش او به ما نیکو و احسان او در حق ما جلیل و فضل و کرمش بس کرامند مى‏بود،که روش او در قبول توبه پیشینیان نه چنین بود.ما را از هر چه فراتر از تاب و توانمان بود معاف‏ داشت و جز به اندازه توانمان تکلیف نفرمود و جز به اعمال سهل و آسانمان وا نداشت،تا هیچ یک از ما را عذرى و حجتى نماند.

هر که از ما سر از فرمانش برتابد،کارش به شقاوت کشد و آن که به‏ درگاه او روى کند،تاج سعادت بر سر نهد.

حمد و سپاس خداى را،بدان سان که مقرب‏ترین فرشتگانش و گرامى‏ترین آفریدگانش و ستوده‏ترین ستایندگانش مى‏ستایند.

حمدى برتر از هر حمد دیگر،آن سان که پروردگار ما از همه آفریدگان‏ خود برتر است.

حمد باد او را به جاى هر نعمتى که بر ما و بر دیگر بندگان در گذشته و زنده خود دارد،به شمار همه چیزها که در علم بى‏انتهاى او گنجد و چند برابر نعمتهایش،حمدى بى‏آغاز و بى‏انجام و تا روز رستاخیز،حمدى‏ که حدى و مرزى نشناسد و حسابش به شمار در نیاید و پایانش نبود و زمانش در نگسلد.حمدى که ما را به فرمانبردارى و بخشایش او رساند و خشنودى‏اش را سبب گردد و آمرزش او را وسیله باشد و راهى بود به‏ بهشت او پناهگاهى بود از عذاب او و آسایشى بود از خشم او و یاورى بود بر طاعت او و مانعى بود از معصیت او و مددى بود بر اداى حق و تکالیف‏ او.حمدى که ما را در میان دوستان سعادتمندش کامروا کند و به زمره‏ آنان که به شمشیر دشمنانش به فوز شهادت رسیده‏اند درآورد.انه ولى‏ حمید.